محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
265
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دست دارند . ( و ظاعنها مقيم ) و حتى كسانى كه مىخواهند از آن دور باشند ، از گزندهايش در امان نمىمانند . ( بين قتيل مطلول ، و خائف مستجير ) اين بند و عبارات پس از آن ، به سخنان قبلى ارتباطى ندارد . سخن شريف رضى در آغاز اين بند نيز مويد آن است ؛ به هررو امام عليه السّلام به توصيف حال قربانيان فتنه مىپردازد . آنان يا به ستم كشته شده و يا در ترس و هراس بوده و در پى امنيت مىگردند ؛ ولى آن را نمىيابند . ( يختلون به عقد الأيمان و بغرور الإيمان ) گردنكشان با وعدههاى دروغين مردم را فريب مىدهند و تظاهر به ايمان و تدين مىكنند . ( فلا تكونوا أنصاب الفتن ، و أعلام البدع ) در فتنهها غرق نشويد و پيشوا يا پيرو فتنه نگرديد و با دين و خرد ، از آن و اهلش دورى گزينيد . ( و الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة ) دين و خرد است كه در بينشان همگرايى برقرار كرده و امورشان را استوار مىسازد و اهدافشان در زندگى را محقق مىگرداند . ( و به نيت عليه أركان الطّاعة ) به كتاب خداوند و سنت پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله چنگ زنيد و از آنها نافرمانى نكنيد كه پايه و اساس طاعت و خوشنودى خدا در آنها است . ( و اقدموا على اللّه مظلومين ، و لا تقدموا عليه ظالمين ) امام عليه السّلام مىگويد كه به كسى ستم نكنيد و گرنه روشن است كه ستمديده بايد از حق خود دفاع كند و در راه آن مبارزه كند . هركس در برابر ستمگر سكوت گزيند او را در ستمكارى يارى كرده است و كسى كه ستم را بپذيرد ، شريك ستمكار است و اگر ستمكار از اعتراض ستمديده بهراسد ، دست از ستم مىكشد . ( و اتّقوا مدارج الشّيطان ) در مسير شيطان گام برنداريد كه او دشمن آشكار شما است . ( و مهابط العدوان ) و از جايگاه دشمنى و تجاوز به دور باشيد . ( و لا تدخلوا